صبح که بیدار شدم به معنای واقعی گرفته بودم ... الان یکم آرومم
هوای شهر هم بارونیه .. امروز کنفرانس دارم خیلی زحمت کشیدم واسش ... اما کاشکی تنها بودم یه هم گروهی راحت طلب هم دارم ... امیدوارم بتونم خوب ارائه بدم ... از امروز هم مهمون داریم تا هفته آینده شایدم بیشتر ... کلاسم تموم شه بعدی رو نمیرم و بذمیگردم خونه و درسامو میخونم خیلی عقبم!
خدایا شکرت
برچسب:
نویسنده: میلاد رحمانی
مگه موضوع مهم تر از جون نیست ؟ پس چرا دارم دیوونه بازی در میارم ؟
ای خدا ... خودت یه پس گردنی بزن من حالم سرجاش بیاد
دلم گرفته ... مردن من بهتره از این زندگی
برچسب:
نویسنده: میلاد رحمانی
برچسب:
نویسنده: میلاد رحمانی